قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4668
تاريخ الفي ( فارسى )
چون به واسطهء كشتى آن روز از آب نتوانست گذشت ، غرابها كه به جهت جنگ فرنگ آماده كرده بودند در بعضى از آن چون اندك كارى باقى بود و هنوز در آب نينداخته بودند ، در حال سى غراب را طيّار كرده به دريا درآوردند و جمعى كثير در آن غرابها درآمده متوجه يلبغا شدند و به جنگ پيش آمده اشرفيان ظفر يافتند ، و از آب بگذشتند و يلبغا مغلوب شده كنار دريا را بگذاشت . ملك اشرف به نفس خود به كشتى درآمده از آب عبور نمود . رفيقان يلبغا چون دانستند كه ملك اشرف از آب گذشت به يكبارگى از وى جدا شده و به ملك اشرف ملحق گرديدند . يلبغا چون ديد كه اختيار از دست رفت و بجز تسليم علاجى نديد ، سلاح انداخته به خانهء خود رفت و بجز طيبغا « 1 » صاحب كشتى كسى به او رفاقت نكرد . بعد از لحظهاى ملك اشرف به قاهره درآمد و يلبغا را با طيبغا گرفته به نظر او درآوردند و در همان قلعه محبوس شد . و چون پاسى از شب گذشت اسبى حاضر كردند كه يلبغا سوار شود . چون يلبغا پاى در ركاب كرد قراتمر نامى از غلامان او شمشيرى بر وى فرود آورد و از اسب درافتاد و ديگر غلامانش كار او را تمام كردند و سرش را بريده در مشعلى كه مىسوخت انداختند . و زمانه سزاى آنچه با صاحب خود ، ملك ناصر حسن كرده بود ، در كنارش نهاد و به همان طريق كه او به قتل ولىنعمت خود اقدام كرده بود ، به مفاد « كما تدين قدان » غلامان او را به قتل آوردند و جزا از جنس عمل يافت . « 2 » با ولىنعمت ار برون آيى * گر سپهرى كه سرنگون آيى
--> ( 1 ) . متن : يلبغا . طبيبعا حاجب الحجّاب كه پيشتر استادار وى بود . ( 2 ) . م : + فاعتبروا .